تبليغاتX
نرگس برهمند
شعر ، داستان و یادداشت های پراکنده

 

 

سلام


بدون مقدمه دو غزل:

 

ستاره پشت ستاره، نگاه يعني اين

 

دو چشم روشن اما سياه يعني اين

 

به زير بارش باران، دو دست آبي او

 

گرفته اند مرا، سرپناه يعني اين

 

شبي كه غربت جاده مرا صدا مي كرد

 

اشاره كرد به اين سو، كه راه يعني اين

 

هنوز سنگ صبور من و غزلهايم

 

نشسته پاي دلم، تكيه گاه يعني اين

 

فرشته هاي نگاهم به سجده افتادند

 

چه اشتباه قشنگي! گناه يعني اين.

 

 

2

 

اي ابرهاي تيره ي دنيا! دلم گرفت

 

نامهربان شديم، خدايا دلم گرفت

 

اينگونه بي تفاوت! اينگونه بي خيال!

 

« كمتر كنيم فاصله ها را دلم گرفت »

 

فردا چه مي شود؟ غم امروز رفتني است

 

امروز هم به خاطر فردا دلم گرفت

 

مي خوانمت، نگاه قشنگ ستاره ريز

 

هر وقت بيقرار شدم يا دلم گرفت

 

اين شهرك غريب غزل را تو ساختي

 

هركس كه ديد گفت: از اينجا دلم گرفت.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/12/23ساعت 9 بعد از ظهر  توسط نرگس برهمند | 

سلام و

 سيب و

 سنجد و

 سمنو

                    سلام و

                    سبزه و

                    سير و

                   سكه

 

و سنبل.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/20ساعت 10 بعد از ظهر  توسط نرگس برهمند |