![]() |
![]() |
|
| شعر ، داستان و یادداشت های پراکنده |
|
با سلام . از دوستانم سپاسگزارم به خاطر اين كه تنهايم نمي گذارند و عذرخواهم به اين خاطر كه : «مدتي اين مثنوي تأ خير شد.» با يك غزل، صفحه ي خرداد ماه را ورق مي زنم و در انتظار نظرات شما عزيزان هستم. پسر مهرگان و آتش زند! تب تند نگاه تو تا چند؟ به تو تبدیل می شود اين شعر به بهانه، به عاشقی سوگند تو پر از استعاره وایجاز پر مضمون های بی مانند غم تنهایی غزلهایت زده من را به شاعری پیوند تو به اردیبهشت می مانی و به نوروز و آخر اسفند به دلم مانده طعم آغو شت به دلم مانده طعم آن ای قند! هیجان دلم تماشایی است می رسم کی به قله ات الوند!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/03/27ساعت 7 قبل از ظهر توسط نرگس برهمند |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
خدا كه انسان را مي آفريد در آينه نگاه کرد تا ببیند چه اندازه موهایش سفید شده است. |
|
RSS
|