تبليغاتX
نرگس برهمند
شعر ، داستان و یادداشت های پراکنده
 

وقت هم چیز خوبی ست. وقت نداشتم بنویسم باور کن دوست من!!

درگیر درس و امتحان های نا لعنتی. همین امروز تمام شد و حالا می توانم با صدای بلند بگویم:

 ســـــــــــــــــلام. شرمنده ی همه ی دوستان که آمدند و نبودم. هنوز جای جبران هست.  می دانم.

با یک شعر کوتاه و یک غزل،  بهمن ماه را می خوانم:

 

 

 

ابرها مادران نامهرباني هستند

كودكانشان را به دريا مي سپارند

تا بزرگ شوند.

 

 

 

كمي بهار بياور براي گلدانها

كه بوي باغ بگيرد دل خيابانها

در آسمان نگاهت هميشه بي تاب است

پرنده اي كه رها كرده اند زندانها

تو بوي اول ارديبهشت را داري

شكوفه اي گل ياسي اسیر بارانها

براي خستگي ام چاي تازه مي ريزی

به رقص آمده با تو ردیف فنجانها

براي تلخي اوقات من تو آمده اي

و با حضور تو شيرين شدند قندانها.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/06ساعت 11 بعد از ظهر  توسط نرگس برهمند |