تبليغاتX
نرگس برهمند
شعر ، داستان و یادداشت های پراکنده
 

او به من آموخت سیب ها کی می رسند و گردوها کی بزرگ می شوند. دستهایم را گرفت و بالا برد. خوشه ی پروین را برایم چید و اجازه داد در گندمزار بدوم. غمگین شدن برای پدرانمان را از او آموختم و سختی کوهها را. بوی سنجد را، مهربانی بره ها راو آتش را او برایم معنا کرد.چه لذت بخش است با او غمها را سوزاندن.

چه لذت بخش است..........

 

شکوفه های بهاری تقدیم شما باد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/12/27ساعت 1 قبل از ظهر  توسط نرگس برهمند |