تبليغاتX
نرگس برهمند
شعر ، داستان و یادداشت های پراکنده

با دوشعر کوتاه دوستان را ملاقات می کنم. منتظر دستهای گرم شما هستم.

 

اولین:

 

توت ها دارند شیرین می شوند

با من قرار بگذار

گوشواره های گیلاسم را می پوشم

چشم های قهوه ای ات را بیاور

من فکر می کنم گنجشک ها و سنجاب ها همدیگر را دوست دارند.

 

دومین:

 

می توانی ستاره ی دنباله داری باشی

تا کودکی برایت دست تکان بدهد

می توانی پرنده ای باشی  لای شاخه های درخت گلابی

می توانی کلمه باشی و در دهانم بچرخی.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/03/27ساعت 11 بعد از ظهر  توسط نرگس برهمند |