![]() |
![]() |
|
| شعر ، داستان و یادداشت های پراکنده |
|
پل هوایی سلام سرد مرا گوش کن، منم حوا بایست بخت پریشانم، آدم تنها ! برای من که عبور از تو سخت خواهد بود چگونه بگذرم از این شلوغی دنیا؟ چقدر وقت برای نمردنم دارم؟ تو نبض زندگی ام را بگیر از حالا بیا اجازه نده حال و روزم این باشد خیال خط خطی من، خراش ناخن ها *** حواس تو به من آیا؟ چراغ چشمک زد تو رد شدی و من اما به روی پل تنها چقدر پله خدایا! چه خسته ام امروز پرنده اي شده ام، می پرم ازاین بالا
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/02/02ساعت 4 بعد از ظهر توسط نرگس برهمند |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
خدا كه انسان را مي آفريد در آينه نگاه کرد تا ببیند چه اندازه موهایش سفید شده است. |
|
RSS
|